محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى

146

مجربات اكبرى ( فارسى )

هم چند وى شكرترى آميزند و يك كف نهار بخورند بواسير بادى و خونى را مجرب است . ديگر ؛ پوست كراكه مشهوراست و بغايت تلخ مىباشد بگيرند و كوفته ، بيخته ، بدارند و هر صباح موازنه دو ماشه ، تا سه ماشه ، بخورند تنها يا با آب يا با شهد بهر نهجى كه دانند در سه هفته بواسير كه خون از وى بيرون مىآمده باشد بالكل دور شود مجرب است و پرهيز از ترشى و بادى و اگر شكم ملائم بود ، گوشت نيز بخورد . ديگر ؛ برگ آگ بجاى كلوخ بستانند بواسير را سود دهد . ديگر ؛ روغن تخم نيم بر بواسير ماليدن نفع دارد و روغن تخم شبت نيز بر بواسير ماليدن نفع دارد . ديگر ؛ شيرهء دهتوره سياه با روغن كنجد بجوشانند تا روغن بماند پنبه بدين آلوده بر بواسير گذارند سود دهد . ديگر ؛ رسوت و پوست كراواند رجود اتيس مساوى الوزن گرفته ، كوفته ، بيخته ، با شهد معجون پخته نگاه دارند و قدرى با غساله برنج ساطهى ميخورده باشند . ديگر ؛ كالى زيرى سه دام ، بگيرند و نيم از آن بريان نمايند و با هم آميخته سه حصه كنند و هر روز يك حصه بخورند و غذا برنج ساطهى و جغرات سازند بواسير خونى و بادى دفع شود . ديگر ؛ پوست سرس تگرملطهى صندل سرخ ، يعنى ؛ ركت‌چندن انبه هلدى دارهلد بهانگ تخم بكاين از هر يك ، يك دام ، بوده نيم دام ، همه را كوفته ، بيخته ، دو حصه كنند يك حصه را در نيم سير شير گاو انداخته